پرنده ققنوس، پرنده ی مـقـدّس افسـانـه ای است کـه در اساطیر ایـران، اساطیـر یونـان، اساطیر مصـر، و اسـاطیر چیــن از آن نــام برده شده است.
دربــاره ی این موجود افسانهای گفته میشــود که وی مــرغی نــادر و تنهاست و جفت و زایشی نـدارد. هـزار سال یکبار، بر تودهای بزرگ از هیزم بــال میگشاید و آواز میخواند و چــون از آواز خویش به وجد و اشتیاق آمد، به منقار خویش آتشی میافروزد. سپس، با سوختن در آتش تخمی از وی پدیـد میآیــد که بلافاصله آتش میگیــرد و میسوزد و از خاکستـــر آن ققنوسی دیـگر متــولد میشــود.
ققنوسدر اغــلب فــرهنگ ها نــماد جاودانگی و عمــر دگربار تلقی شدهاست. لیکن، بــرخی فرهنگ ها ویژگیهای دیگر هم به او نسبت دادهاند. برای مثال، در مورد او گفته شده: اشک ققنوسزخــم را درمان میکند. پرنده ققنوس صدای دل نشینی دارد. موسیقی از آوای او پدید آمدهاست و صدها سخن دیگر.